خسته و زخمی و داغون
یه گوشه کنج خیابون
گونه هام خیسه از اشک و
تو دلم غصه فراون
هرکسی رد میشه انگار منو اصلا نمی بینه
هیچ کسی حتی یه لحظه پای حرفام نمی شینه
هیچ کسی دلش نمی خواد جای من باشه یه روزم
باید اینجا تک و تنها تا همیشه من بسوزم
منی که یه روزگاری واسه خودم کسی بودم
همه چیزی داشتم و اینجور غریب و بی کس نبودم
توف و لعنت به تو ای عشق که من و دیوونه کردی
خونه آباد من رو اینجوری ویرونه کردی
توف و لعنت به تو ای عشق که من و دیوونه کردی
خونه آباد من رو اینجوری ویرونه کردی
توف و لعنت توف و لعنت
توف و لعنت به تو ای عشق
توف و لعنت توف و لعنت
توف و لعنت به تو ای عشق
توف و لعنت توف و لعنت
توف و لعنت به تو ای عشق
توف و لعنت توف و لعنت
توف و لعنت به تو ای عشق
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 20:3 توسط مهدی نخعی پور |