دلتنگم و دلخسته ... از چي ؟ از اميد نااميد شده ‘ از فرياد در گلو خفه شده ‘ از گريه بي صدا ‘ از توهم عاشقانه ها ‘ از .... دلتنگم براي تو که نمي شناسمت و منتظر ديدن نگاه آشناي تو ام . تويي که هم در قلبمي هم در ذهنمحضور داري اما نمي دانم در کجاي دنياي حقيقي واقع شده اي و من تنها چگونه ميتوانم تو رابيابم و دستم را بسوي دستهاي تو دراز کنم . دوستت دارم اي آشناي غريب قلب تنهايم.