منو وتو یه پنجره منو نگاه و دلهره
من که ساده می شکنم تو لحظه های خاطرت
من که می میرم برات تو لحظه های بی کسی
تو دل سپردن به عشق اوج غمو دل واپسی
اما زدی زیر قولت تنها گذاشتی منو باز
من و با خاطراتمون بی گانه کردی ای نیاز
اما بدون تنهاییمو با تنهای سر می کنم
واسه روزای بی کسی غما رو دعوت میکنم
اما بدون قلب منم سنگ شده مثل قلب تو
بی کسیای روز و شب تنها گذاشته دستمو
نگاه تو با چشم تو زخم روی زخمهام می زنه
فقط می خوام نبینمت این تنها خواسته ی منه
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 20:46 توسط مهدی نخعی پور
|