کاش...........
کاش میتونستم به دلم بفهونم تا دیگه عاشق نباشه....
کاش میتونستم بهش بگم منتظر یارش نباشه......
کاش میتونستم ارومش کنم تا دیگه اشکاش نریزه....
کاش میتونستم بهش بگم که نشکنه ریزه ریزه......
کاش میتونستم لالایی براش بگم تاشبا خوابش ببره....
کاش میتونستم بهش بگم که یارش دوسش نداره.....
اما نمیتونم........................![]()

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 22:47 توسط مهدی نخعی پور
|