دنیا بریز زهـــــر خودت را به جان و تنم

هی زخـــم های تازه بزن بر دلـم ، بدنم

وحشی تر از همیشه بدر تکـه های مـرا

بگذار توی خون و جنـون دست و پا بزنم

تف کن مرا به ظلمت این زندگــی سگی

شاید دل از ستاره ی زیبای خــــود بکنم

از بس بغل گرفته غزل جای او تن من

بــــوی غـــــــزل گرفته ببین کل پیرهنم

دنیا برقـص حال خــــــــراب مرا و ببین

با گـــریه خـواب رفتن و با گریه پا شدنم

من توی اشکهای خودم غوطه ور شده ام

غسلم بده به اشک و به آهی بکن کفنم