دنیا بریز زهـــــر خودت را به جان و تنم
هی زخـــم های تازه بزن بر دلـم ، بدنم
وحشی تر از همیشه بدر تکـه های مـرا
بگذار توی خون و جنـون دست و پا بزنم
تف کن مرا به ظلمت این زندگــی سگی
شاید دل از ستاره ی زیبای خــــود بکنم
از بس بغل گرفته غزل جای او تن من
بــــوی غـــــــزل گرفته ببین کل پیرهنم
دنیا برقـص حال خــــــــراب مرا و ببین
با گـــریه خـواب رفتن و با گریه پا شدنم
من توی اشکهای خودم غوطه ور شده ام
غسلم بده به اشک و به آهی بکن کفنم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۸۷ ساعت 19:49 توسط مهدی نخعی پور
|