![]() |
قلب تنهایم را به هیچ کس جز تو نسپردم چون تو بودی که قلبم را در دست گرفتی قلبم در دستت بود. چرا
قلبم را با خودت بردی و هیچ مرا ندیدی که ترا می نگرم هر گاه خسته می شدی قلبم را برروی زمین می
گذاشتی و فکر قلب نازکم را نمی کردی که شاید از درد دوریت ترک بردارد باز آن را بر می داشتتی و به
این طرف و آن طرف می بردی روزی دیگر از دستم خسته شدی و دیگر قلبم را یک چیز اضافه
می دانستی . قلبم رااز دستت رها کردی می دانستی که قلبم خواهد شکست اما باز هم این کار را
کردی قلبم شکست و ذره ای از آن قلب که یک روزی عاشق تو بود دیگر پیدا نشد.
اگه یه روز تو نباشی و بین ما راهی نباشه
نمی دونم کی می تونه برام مثل تو باشه
اگه یه روز تو نباشی یا بری ازم جداشی
نمی دونم تو می تونی عاشقی دوباره
باشی؟؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه هفتم دی ۱۳۸۷ ساعت 21:39 توسط مهدی نخعی پور
|
