قلب تنهایم را به هیچ کس جز تو نسپردم چون تو بودی که قلبم را در دست گرفتی قلبم در دستت بود. چرا

 

 قلبم را با خودت بردی و هیچ مرا ندیدی که ترا می نگرم هر گاه خسته می شدی  قلبم را برروی  زمین می

 

گذاشتی و فکر قلب نازکم را نمی کردی که شاید از درد دوریت ترک بردارد باز  آن را بر  می داشتتی و به 

 

این طرف و آن طرف می بردی  روزی دیگر از دستم خسته  شدی  و دیگر قلبم  را یک  چیز اضافه  

 

می دانستی . قلبم رااز دستت رها  کردی  می دانستی  که  قلبم خواهد  شکست  اما باز هم این  کار را 

 

کردی قلبم شکست و ذره ای  از آن قلب که یک  روزی عاشق تو بود  دیگر پیدا نشد.

 

اگه یه روز تو نباشی و بین ما راهی نباشه

                            

 نمی دونم کی می تونه  برام مثل تو باشه

 

اگه یه روز تو نباشی یا بری ازم جداشی

 

نمی دونم تو می تونی عاشقی دوباره

باشی؟؟؟؟