شب و تنهایی
شب و تنهایی غربت توچشام اشک پر از خون
یه دل شکسته از یار،یه دل پرغم و داغون
انتظار از تو ندارم من و تنها جا بزاری
تک و تنها توی دنیا تو من و دوسم نداری
هرکی جدا کرد تورو از من الهی غصه بگیره
توی تنهایی غربت بی کس و بی یار بمیره
بی تو از حسرت دوری دل من داره می میره
تا تو برگردی دوباره دل من آروم بگیره
کاشکی بفهمی کی دوست داشت
گل مهرو کی واست کاشت
کی تو غم ها و تو غصت
موندو اون اشک ها تو برداشت
اما اون هنوز تو یادش تورو تنها نمیزاره
منتظر به راه یارتا تو برگردی دوباره
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی ۱۳۸۷ ساعت 22:7 توسط مهدی نخعی پور
|