عشق کو ؟

 

عشق کو تا بستر اندازد مرا

شور مستی در سر اندازد مرا

 

زین سکوت سردو دامنگیر و تلخ

شعله در سر اندازد مرا

 

سایبان حسرتم را بشکند

آسمانی خوشتر اندازد مرا

 

گیردم زین خویشو بی خویشم کند

در خیالی دیگر اندازد مرا

 

پر پرم سازد ، پریشانم کند

تا که طرحی نو در اندازد مرا

 

بنده ی عشقم که با اعجاز خویش

ساغری در ساغر اندازد مرا ...